می گفت: روزی از غلامرضا دررودی (درویش) خواستم تا برای من دعا کند، او هم این بیت شعر را گفت. بله همین ذوق شاعرانه درنسل پا به سن گذاشته ی دررود سبب شد تا ما در این گذر ادبی سراغ میرزا علی حسینی فرزند سید محمد را بگیریم و شما را با حال و هوای شاعرانه اش آشنا کنیم.
اندکی بیشتر خوانندگان ناوک را با خودتان آشنا کنید؟درتاریخ 1327/7/7 در دررود به دنیا آمدم. چهار سال اول تحصیلات دوره ی ابتدایی را در دبستان لامعی(دکتر علی شریعتی) گذراندم و جزء شاگردان ممتاز مدرسه بودم. چون در آن زمان نگاه خوبی به فرهنگ وجود نداشت، پدرم تصمیم گرفت به جای تحصیل مرا به قالیبافی بفرستد. اما من با این امر بسیار مخالف بودم، چون ازظلم اربابان با خبر بودم. در نهایت پدرم تصمیمش را عملی کرد و من مجبور شدم دو سال باقیمانده را به صورت شبانه بخوانم. در دوران خدمت در آموزش و پرورش هم مدرک سیکل را دریافت کردم.
سرودن را ازچه زمانی و در چه قالب وموضوعی آغاز کردید و به کدام شاعر بیشتر علاقه دارید؟از 45 سالگی حرف های دلم را به صورت شعر بیان می کنم. زیاد به قواعد آشنا نیستم و از قالب خاصی پیروی نمی کنم اما موضوع شعرهایم بیشتر پندآموز و حکیمانه است. اشعار تمام شاعران را مطالعه می کنم و از دزدی ادبیات هم متنفرم.
برخورد خانواده با شما دراین رابطه چگونه است؟همیشه زمینه مطالعه ام را فراهم کرده اند. بچه ها می خواهند شعر هایم را در یک کتاب گردآوری کنند،اما من زیاد راغب به این کار نیستم، چون به انزوا عشق می ورزم واز شهرت خوشم نمی آید.
وضعیت شعردر دررود را چگونه ارزیابی می کنید؟آیا شعرمی تواند دربهبود وضعیت شهر تاثیرداشته باشد؟دررود نیاز به تشکیل یک انجمن ادبی دارد، که درراس آن یک استاد با اخلاق حضور داشته باشد و دراین زمینه حاضرم  از لحاظ مالی کمک کنم.دست شاعری که شعرش درجهت اعتلای فرهنگ جامعه باشد را باید بوسید به شرطی که شعر او سازنده باشد نه مغرضانه.
توصیه شما به کسانی که دوست دارند شعر بسرایند چیست؟درشعرگفتن مطالعه وسیع حرف اول را می زند و شاعر باید مسلط به لغات عربی وفارسی باشد.ضمن اینکه  شعر نیاز به روحیه حساس ولطیف دارد.افرادی هستند که شاعرند ولی به قواعد آشنا نیستند وافرادی هم هستند که استاد ادبیات هستند ولی یک بیت شعر نگفته اند.
    قدری هم ازخدمت درآموزش وپرورش بگویید؟درسال 58 به عنوان نیروی خدماتی درآموزش وپرورش استخدام شدم ودرطول سی سال خدمت به هیچ کدام از شاگردان نگفتم که آشغال نریزند،بلکه جلوی خودشان زباله هایشان را جمع کردم تا ادب شوند..اگر دوباره جوان شوم همین شغل را انتخاب می کنم چون هیچ وزارتخانه ای را به اندازه ی آموزش وپرورش گرامی نمی دارم.حالا که بازنشسته شده ام همیشه قبل ازشروع مدارس خواب مدرسه را می بینم.
و حرف آخر؟این روزها ما رفتار خوبی با طبیعت نداریم واگر همین طور ادامه یابد طبیعت با ما قهر می کند. درحال حاضردامداروکشاورز درجای خودشان نیستند.تفرقه بین مردم زیاد شده ویاد گرفته ایم زود قضاوت کنیم.
به انتخاب خودتان شعری  را به خوانندگان ناوک تقدیم کنید...

تنهای تنها

در میان جمعم و تنهای تنهایم هنوز
شعله ای درجانم و رسوای رسوایم هنوز
من تو را چون شمع می بینم ، پر از سوز و گداز
زین سبب پروانه سان شیدای شیدایم هنوز
اندر این دور و زمان کس را کسی غمخوار نیست
یار و غمخوارت منم، غمخوار غمخوارم  هنوز


نیکی کنیم و نیکی

افسوس برگذشته، فنای وقت حال است
 پیش بینی آینده، پیش بینی محال است
تدبیر حال حاضر نشانه ی کمال است
نیکی کنیم و نیکی، تا وقتی که مجال است

نویسنده: احمد دررودی - محسن دررودی